|
|
|
وضعيت در ياهو
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
ميدوني
|
|
|
|
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ... ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري ... من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري ، قلب ميزارم که جا بدي ، اشک ميدم که همراهيت کنه ، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم !!!!
زوزه ی گرگ در تاریک جنگل روی تپه یخالی از سفیدی در میان درختان کشیده ی سرو و مه غلیظی که شکسته شده با نور مهتاب مه ناپیداست ....
چشمان خیره ی من در تاریکی شب روی پله هی در میان انبوه ماشی ها و دود شدید حاصل از آن که با نفس بی رمقی در سینه ی من که آکنده از توست جا خوش می کند ، و من بی توجه به آن و عابران پیاده که گاه نگاهی سردی که هیچ انتظاری از گرم بودن آن نیست ، انداخته اما سرعت حرکتشان که نشان از عجله ی بی هدفی ست که مجال تداوم به آن نگاه نمیدهد ، حال در این آشفته کارزار تو کیستی که به تو فکر مکنم و در یاد تو سیر میکنم ، تویی که صدایت میکنم تک ستاره ی روشنایی شب هایم که در دفتر مشق زندگی ام را تکمیل میکنی و من حیران به تو نگاه میکنم تا دست از نوشتن دفتر من برداری و به من نگاه کنی ، ولی تو چیزی نمیفهمی و نخواهی نفهمی ، دیر یا زود باید بفهمم که قربای سراب تو گشته ام و باید راه بی خیالی طی کنم که حاصل نشان از بی وفایی من در رفاقت نباشد و تو ندانسته بمانی و من این خطهای آبی دفتر را خود با هر چیزی بغیر تو سیاه کنم و تحویل دهم .
[لينك
ثابت] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
من دانشجوی دانشگاه یادگاره امام تو زندگی چیزی ندیدم که برام قشنگ باشه جز خدای خوبم
|
|
|
|
|