سلام به دوستای نازنی ام . قربونتون برم .
. حتمأ ِ حتما . نظر تونو بگین . خیلی خوشحالم مکنین.
در راهروی تاریک خیال .
من در وسط ایستادم .
تو سرگردانی در خیال و اوهام من .
همه جا تاریکی ...
خودکار را روی فرش تکان دادم و خیالی مینوشتم..
اما کاغذ ها کنارم بودند ..
تو هم در یادم .. از روز اول که هوا آفتابی بود.
روز دوم بارونی و من بی چتر با یاد عشقم سر میکردم ..
تو کجا بودی ... نمیدانم؟ .. خیابان غریب تر و تو آشنا تر .
بوی هر چیزی از گل بهتر بود و تو بودی و من و آسمان کم ستاره.
چیزی در توانم نبود که به پایت ریزم. یاد تو یاد پاییز بود و دستان گرم آتش . .
روی برگ ها راه نرفتیم . به هم خیره شدیم
چهره ات چگونه بود! .... نمیدانم؟
گامهای سرد و آواز پرستو ها نشانهی زندگی بود تو در جایی که دیوار قرمز رنگ داشت بودی و نمیدانستی که همان جاست که میخواهی .
برای تو بی منت بی چشم داشتی . تحقیر شدم .
آب شدم و مسخره شدم ، تو را به آسانی بدست نیاورده بودم ،
جنگیده بودم خسته بودم ، هرچند گران بودی اما تو را بدست آوردم
. از این که تو نیز در پی ام بودی حیران ماندم . چگونه آمدی نمیدانم .
تو بودی که گفتی از زندگی چه میخواهی . لحظات عاشقی .
اگر با هم می گفتیم زیبا تر بود .
اما گفتی که عاشقی در تنهایست در بیکسی و دفتر های خیس سده از انفجار بغض هاست .
از طرز نگاهم به تو خندم میگیرد و به آسمان مینگرم .
آخ که جای تو خالیست . تو در راه رو بودی ولی نمی دانم چه شدی .
به عقب نظر کردم نبودی . رو به رو هم نبودی . میدونی .... تو در آغوشم بودی ،
کجا ... نمیدانم؟
اگر با توازاین جاده ی خیس نگذرم ؟
ِ ...... چطور بود ؟ قشنگ بود؟ ناز بود؟ حال بود؟ یا نبود ............. بگو عسلم .
اینجا گوش شنوندهای هست که در انتظار توست . یالا هان .بدو ببینم